<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دست نوشته های یک انسان !</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/</link>
<description>هرچه که دله تنگم بخواهد میریزم توش</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 23 Nov 2009 16:26:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خداحافظ</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;سلام اي غروب غريبانه دل&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;سلام اي طلوع سحرگاه رفتن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  سلام اي غم لحظه هاي جدايي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداحافظ اي شعر شبهاي روشن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  خداحافظ اي قصه عاشقانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداحافظ اي آبي روشن عشق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  خداحافظ اي عطر شعر شبانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداحافظ اي همنشين هميشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  خداحافظ اي داغه بر دل نشسته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو تنها نمي ماني اي مانده بي من&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  تو را مي سپارم به دل هاي خسته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را مي سپارم به ميناي مهتاب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  تو را مي سپارم به دامان دريا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر شب نشينم اگر شب شکسته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  تو را مي سپارم به روياي فردا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به شب مي سپارم تو را تا نسوزد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  به دل مي سپارم تو را تا نميرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر چشمه واژه  از غم نخشکد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  اگر روزگار اين صدا را نگيرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداحافظ اي سايه سار هميشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;خداحافظ اي نوبهار هميشه!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://por-ner.persiangig.com/se0u38.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.2shared.com/file/9492360/d6e48bc7/10_Salame_Akhar.html&quot;&gt;دانلود این آهنگ با صدا احسان خواجه امیری .&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 16:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ده راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;postbody&quot;&gt;زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج
است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم
و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای
خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه
دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن
آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند. در این مقاله
راه های ساده ای برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;1) بدانید که کنترل هیچ چیز در دنیا به جز خودتان در دست کسی نیست.
خودتان تنها چیزی هستید که کنترل کامل روی آن دارید. وقتی این مسئله را
درک کنید، و براساس آن دیدگاه و عملکردهایتان را تغییر دهید، زندگیتان بیش
از پیش آرام خواهد شد. وقتی سعی می کنید آدم های دیگر یا موقعیت هایی که
فرای کنترل شماست را کنترل کنید، فقط زمانتان را هدر می دهید و بر آشفتگی
زندگیتان اضافه می کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;2) برخی روابطتان را قطع کنید و روابط جدید ایجاد کنید. این کار چندان
ساده نیست اما اگر زندگی آرامی می خواهید، باید اینکار را انجام دهید. در
زندگی اکثر ما یکی دو نفر هستند—یا شاید هم بیشتر—که تاثیر چندانی روی
زندگیمان ندارند. البته این به معنی پیدا کردن دوستانی که هیچ کاری
برایتان نکرده اند نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;موضوع این نیست که این افراد چه کاری برای شما انجام داده اند. مسئله
این است که از نظر احساسی چه کمکی به شما کرده اند و چقدر سطح انرژیتان را
بالا برده اند. منظور ما دوستانی است که مشکلات بیشماری در زندگیشان دارند
و هربار که شما را می بینند فقط درمورد آن مشکلات منفی بافی می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;قطع رابطه با افراد کار سختی است. در برخی موارد نمی توانید آنها را
کاملاً از زندگیتان خارج کنید اما می توانید میزان رابطه تان را محدود
کنید که کنترل آن کاملاً در دست خودتان است. می توانید این افراد را با
دیگرانی جایگزین کنید که به رابطه و زندگیتان ارزش میدهند و مطمئن باشید
که خودتان هم تعجب می کنید سطح انرژیتان، آرامش خاطرتان، خوشبختیتان و
زندگیتان به طور کل بعد از این جابجایی چه تغییر شگرفی می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;3) درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید. این به آن معنی نیست که همه
وسایلتان را بیرون بریزید. نه، منظورمان این است که کمدها، طبقه ها و
اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر
هر چیزی که به دردتان نمی خورد، لازم ندارید، استفاده نمی کنید و می
توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید. می توانید این وسایل را به
دیگران ببخشید، بفروشید یا در سطل آشغال بریزید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;4) اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید،
رابطه تان را بهبود بخشید. بروید و با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان
را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد، عذرخواهی کنید و بخشش بخواهید
یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید. اگر آن رابطه ارزش نگه
داشته شدن را داشته باشد، مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید.
درغیراینصورت موجب ایجاد ناسازگاری و اختلاف می شود که بعد مجبور می شوید
آن را قطع کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;5) بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. پول همه چیز را
خیلی پیچیده می کند و برایتان آرامش نمی آورد. از قدیم گفته اند که پول
خوشبختی نمی آورد اما لزوماً این جمله صحیح نیست. اگر نتوانید اجاره خانه
را پرداخت کنید و صاحبخانه بیرونتان کند، خوشبت خواهید بود؟ مسلماً نه.
اگر نتوانید هزینه تحصیلات فرزندانتان را فراهم کنید، خوشبخت خواهید بود؟
نه. اگر نتوانید قبض ها و مالیات ها را پرداخت کنید، سالی یکبار به مسافرت
بروید یا برای فرزندانتان لباس نو بخرید خوشبخت خواهید بود؟ معلوم است که
نه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;پول برایتان امنیت و راحتی می آورد و نقش خیلی مهمی در خوشبختی کلی ما
دارد. خرج و مخارج های غیرضروری را قطع کنید و پول بیشتری پس انداز کنید.
دنبال شغل های پردرآمدتری باشید و مطمئن شوید که امنیت مالی خانواده فراهم
باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;6) خودتان را ببخشید. به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای
کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان
بیرون کنید. ما از اشتباهاتمان درس می گیریم اما این به آن معنی نیست که
باید همیشه این اشتباهات را در ذهنمان نگه داریم. همه ما انسانیم و حتی
باهوش ترین انسانها هم اشتباه می کنند. پس خودتان را ببخشید و به زندگی
ادامه دهید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;7) اخبار را خاموش کنید. مطمئناً نیاز دارید از آنچه که در دنیا می
گذرد مطلع باشید. اکثر ما هر روز و گاهاً هر ساعت در پی اخبار جدید هستیم.
از اینترنت استفاده کنید و از سرویس هایی مثل گوگل بخواهید که اخبار را به
ایمیلتان پست کنند. فقط یک یا دو بار در هفته به سراغ این اخبار بروید و
آنها را مطالعه کنید و دقت کنید که این زمان اصلاً عصرها نباشد که می
خواهید &lt;span class=&quot;search&quot;&gt;خستگی&lt;/span&gt; آن روزتان را برطرف کنید. 
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; alt=&quot;Cool&quot; src=&quot;http://roham.ws/web/modules/Forums/images/smiles/icon_cool.gif&quot; /&gt;
برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید. تا آنجا که در توانتان است آن برنامه
را کامل جلو ببرید اما این را هم باید بدانید که بعضی اوقات لازم است که
برنامه تغییر کند. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در
آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;9) استفاده از تکنولوژی را در زندگیتان محدود کنید. تکنولوژی آرامش
نمی آورد. کامپیوتر بااینکه خیلی معصوم به نظر می رسد اما وقتی قرار باشد
همه روز با انگشت روی دکمه های بزنید چندان معصوم نیست. اگر کمی درمورد آن
فکر کنید، کاری طاقت فرسا به نظر می رسد. عادت کنید که کامپیوتر،
تلویزیون، و تلفن همراه را خاموش کنید و با آرامش خیال بیرون بروید و از
زندگیتان لذت ببرید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;10) برای خودتان وقت بگذارید. خیلی ها اهمیت این مسئله را فراموش می
کنند. وقتی زمانی را فقط مخصوص خودمان کنار بگذاریم و هیچ چیز دیگری
ذهنمان را به خود مشغول نکند، می توانید به رویاها و آرزوهایمان فکر کنیم
و از آن لذت ببریم و ریلکس شویم. این بالاترین آرامش را نصیبتان می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;در هیاهوی دنیای امروز، زندگی همانقدر پیچیده می شود که خودتان
بخواهید. این به خودتان بستگی دارد که چه چیزهایی را در زندگیتان قبول
کنید، اینکه دنیا را چطور ببینید و درمورد کارهای خودتان چه فکری بکنید.
اما باوجود همه هرج و مرج ها می توانید آرامش را به زندگیتان برگردانید. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span class=&quot;postbody&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i2.tinypic.com/qoysrt.jpg&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 13:07:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما شررررییییم....</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; alt=&quot;Shahin&quot; src=&quot;http://vahn.ir/wp-content/uploads/2009/10/Shahin.jpg&quot; title=&quot;Shahin&quot; class=&quot;aligncenter&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در میان بازار داغ رپ خوان‌ها، نامی مرا
واداشت که به او توجه کنم. دو آلبومی که از او موجود است بارها گوش بدهم و
بگویم برخی از آثارش قابل توجه، و نقد است و حتی قابل ستایش. برای من ِ
نوعی که نمی‌تواند تمام هم و غمش روابط سطحی انسانها باشد شاید گوش دادن
به اثری که دغدغه‌هایی والاتر در آن بدون شیله پیله گفته شده باشد دارای
ارزش دوچندانی است. کما اینکه جذابیت هنری هم در هر سبکی ولو این بار رپ
آنرا بیان کرده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چندی است کارهای &lt;a href=&quot;http://shahinnajafi.net/&quot;&gt;شاهین نجفی&lt;/a&gt; را گوش می‌دهم. در مجموع دو آلبومش در ایران و اینترنت قابل دانلود است.&lt;br /&gt;
شاهین زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می‌کرده است. او
دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان
تحصیلاتش نشده‌ است و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه
در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را
در سبک‌های کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبک‌های
راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف
همکاری کرده است.&lt;br /&gt;
پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست یک گروه موسیقی زیرزمینی در ایران بود
و در آلمان سرپرست گروهی به نام «اینان». آخرین گروهی که با آن همکاری
می‌کند، گروه تپش ۲۰۱۲ است. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای
سیاسی-اجتماعی‌اش، تپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه‌های
فارسی‌زبان قرار گرفته است شاهین نجفی از ابتدای سال ۲۰۰۹ به همکاری خود
با این گروه پایان داد.&lt;br /&gt;
در ترانه‌های شاهین نجفی، آمیزه‌ای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر،
زن‌ستیزی، سانسور و اعتیاد را می‌توان دید. او تلاش می‌کند که عناصر
شاعرانه و ادبی و اصطلاح‌های فلسفی و سیاسی در ترانه‌هایش حضور داشته
باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برخی از ترانه های شاهین نجفی:&lt;br /&gt;
حاجی ما آخر خطیم ترانه‌ای است شامل انتقاد از تفکری که در جامعه ریشه دواند‌ه‌است.&lt;br /&gt;
فحش بده ترانه‌ای است درباره فشارهایی که به وی وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
ما مرد نیستیم ترانه‌ای است که از طرف وی به جنبش زنان ایران تقدیم شده‌است.&lt;br /&gt;
عمو کریس تاوون داره کریس دی‌برگ خواننده معروف انگلیسی زبان چندی پیش طی‌
سفر به ایران و برای اولین مجوز اجرای کنسرت یک خواننده غربی در ایران پس
از انقلاب اینگونه می‌گوید «تهران امروز از نیویورک و لندن امن تر است».
این ترانه اعتراضی است به این گفته‌ کریس دی برگ.&lt;br /&gt;
بامداد برای بامداد ترانه‌ای است که به یاد احمد شاملو سروده و اجرا شده‌است.&lt;br /&gt;
آوازه خوان در خون ترانه‌ای است اعتراض آمیز به یاد فریدون فرخزاد همراه با انتقاد به کشته شدن او.&lt;br /&gt;
حرفِ زن ترانه‌ای است درباره حقوق زنان.&lt;br /&gt;
زندگی سگی ترانه‌ای است که به انتقادی کنایه گونه از زندگی امروز ایرانیان می‌پردازد.&lt;br /&gt;
ما شرریم ترانه‌ای است در اعتراض به رپر‌هایی که فقط از پارتی و سکس می‌خوانند. طوری که می‌گوید:&lt;br /&gt;
پسر حاجی نبودیم که از شکم سیری         بگیم چشا باز، تیز نگن یه وقت بی غیرتیم&lt;br /&gt;
رپ ما رپ تلویزیون تپش نیست         رپ سرخوشی و آجیل و کیشمیش نیست&lt;br /&gt;
رپ درد و بند و زجر و زندونه         اونی که اینا رو کشیده حرفمو میدونه&lt;br /&gt;
نجفی در قسمتی از این آهنگ نیز به انتقاد از برنامه شوک بر آمده و می‌گوید:&lt;br /&gt;
میخواین رپ و خراب کنین بگین فقط فحشه         پاش برسه میدیم ولی یه معنیی توشه&lt;br /&gt;
میخواین رپ و خفه کنین بگین طالبش نیست         چرا چون خالتورین، خوب اینکه مشکل نیست&lt;br /&gt;
من خرم ترانه‌ای است درباره دانشجویان و مشکلاتی که برای آنها در جمهوری اسلامی به‌وجود آمده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من یه دردم”&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من یه  ایرانی افغانی ترک آمریکاییم     یه روسم عربم چینییم آفریقاییم&lt;br /&gt;
من یه یهودی زرتشتی مسیحی بهاییم   هندو مسلمونمو بی مذهبمو بوداییم&lt;br /&gt;
یه ایرانی ام که صفا و سادگی رسممه   یه افغانی ام که تاریخم پر ستمه&lt;br /&gt;
من یه کردم که رفیقم کوه و تفنگه   یه فلسطینم  که چهل پنجاه سال تو جنگه&lt;br /&gt;
یه آفریقایی سیاه مثل عمق جنگل   اونی که رفتار میشه باهاش مثل انگل&lt;br /&gt;
یه آلمانی ام که از نازی ها سیلی خورده   یه حزب که واسه جنایتش آبرومو برده&lt;br /&gt;
یه آمریکایی که دس تو دس عراقیا     گریه کردیم تو این جنگ و مرگ و غوغا&lt;br /&gt;
یه اشک قشنگ از چشم یه تبتی      که میسوزه تو حسرت آزادی مملکتی&lt;br /&gt;
یه ایرانی ام که پرچمم و گم کردم   وسط این همه اسم و رسم  سردر گمم&lt;br /&gt;
به هر شکل و لباس و زبون تو هر مملکتی ام     به نام عشق و آزادی و انسان حثییتم&lt;br /&gt;
به اینکه همه مثل همیم و فقط این یه اصل      به نام انسانیت که زیباترین  رسم&lt;br /&gt;
(من یه درد مشترکم فریاد کن منو       دیوار و بشکن و بیرون بزن از این تنو)&lt;br /&gt;
(رها شو رها شو تو وسعت دنیا رها شو   با هر رنگ پوستی و زبونی هم صدا شو)&lt;br /&gt;
واسه روزی که تمومه زندونا ویرون شن   و چشم مادرا واسه بچه ها گریون نشن&lt;br /&gt;
و روح قشنگ هیچ زنی لگدمال نشه   غیرت پر معنی مردها پایمال نشه&lt;br /&gt;
و هیچ سری بالا دار نره واسه عقیدش    زنی از ترس خونواده نسوزه تو آتش&lt;br /&gt;
روزی که زندگی هیچ کسی تفتیش نشه   ملاک اعتاقاد و ایمان تسبیح و ریش نشه&lt;br /&gt;
روزی که آزادی تو خیابون همه برابر    زن و مرد کوچیک و بزرگ خواهر و برادر&lt;br /&gt;
روزی که همه جا توی صلح و آزادیه      قدم به قدم باغ و درخت و آبادیه&lt;br /&gt;
لحظه ای که شاید دوباره انسان معنی بشه  تموم این حرفای قشنگ عینی بشه&lt;br /&gt;
لحظه ای که میرسه شاید  ولی من نیستم    من خیلی زود تر از اونچه فک کنی میمیرم&lt;br /&gt;
ولی تو بمون و به یاد شاهین پرواز کن   پنجره های ذهنتو رو به دنیا باز کن&lt;br /&gt;
به جای من بخون و بخند و نفس بکش      تو هر لحظه اگه شد این سرود و آواز کن&lt;br /&gt;
بزار کوه پیش مرامت تعظیم کنه  آسمون بارون و با اشک تو تنظیم کنه&lt;br /&gt;
بزار واسه یه بار شده آدم آدم شه      مث استعاره ای از شعرای سادم شه&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 19:25:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خانه ی دوست کجاست ؟</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;روزي روزگاري&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تو يه
تيكه از همين زمين خدا.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ميون همين آدماي رنگا رنگ و جور واجور.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;يه پسرك زندگي مي كرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك دوستي نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك حتي دوست داشتن هم تجربه نكرده بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك از تنهايي بيزار بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك تو شهر خودش دنبال&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;دوست گشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;توي هر كوچه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ميون محبتاي مادر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لا به لاي نصيحتا ي پدر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;كنار سردي عاطفه تو عبور شبونه ي هر آشنا.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;زير هر بوته ي نور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;.اما پسرك پيداش نكرد!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;يه روز پسرك تصميمش رو گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با خودش گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بايد دوست خودم رو پيداش كنم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;كوله بارش رو بست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از پدر زر را توشه ي راه كرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از مادر عاطفه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و از خدايش عشق!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;با خودش فكر كرد كه
كجا مي تونه دوستش رو پيدا كنه!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;حتماً تو اون زميني كه خورشيد عاشقانه به شقايق ها بتابه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اون جايي كه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تو قلب
مردمونش گلاي رنگي جوونه زده باشه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اون جايي كه ديگه تنهايي هاش رنگ محبت بگيرن &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و عشق مث دستاي لرزون و با محبت مادر هر روز تنهايي هاش رو
نوازش كنه..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از مردم شهر خداحافظي كرد و سفر را آغاز گفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;كنار دروازه شهر درويش سالخورده اي رو ديد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پير مرد موي سفيدي مث نور و صورتي به روشني مهتاب داشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك جرئت كرد و پا پيش گذاشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با سينه اي پر از ندانستن ها به درويش گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;خانه ي دوست كجاست؟؟؟&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پير مرد سرش را آروم آروم بالا آورد و به پسرك نگاهي
انداخت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لبخند تلخي روي لب داشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با چشماني درخشان كه خبر از جواني درون داشت و سينه اي مالا
مال از رازها گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;دوست تو كيست؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك از خانه ي دوستش نشاني داد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آنجا كه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خورشيد
عاشقانه بر....&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پير مرد پرسيد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;توشه ي راهت چيست:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك سرش را بالا گرفت و گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مركبي تيز رو&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;محبت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اميد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ايمان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;عشق&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;جواني&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و اندكي زر.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پير مرد آرام زير لب زمزمه كرد :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;غرور را نگفتي!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك صداي پير مرد رو نشنيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پير مرد به دور دست اشاره اي كرد و گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مرادت را آنجا خواهي يافت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك درنگ نكرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لگام بر كشيد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ماه ها گذشت و نيمي از زمين را زير پا گذاشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;مركبش&lt;/strong&gt; ديگر توان رفتن نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در پايان سال اول اسب از پا در آمد و پسر به اجبار بايد
باقي راه را پياده مي رفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;كوله بارش را بر دوش گرفت و به راهش ادامه داد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در سال دوم ديگر &lt;strong&gt;كيسه ي زرش&lt;/strong&gt; تهي شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;به ناچار به كلبه اي در بين راه پناه آورد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك در زد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;صداي پير زني از خانه بلند شد كه:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;كيستي؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك با تني رنجور و صدايي خسته ناله كنان گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسركي از سرزمين هاي دورم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;به دنبال خانه ي دوست مي گردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ديگر پولي برايم نمانده و خسته و گرسنه ام.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پير زن قبول كرد تا در ازاي &lt;strong&gt;محبت&lt;/strong&gt; جوان به او تكه ناني و جاي
خوابي براي آسايش بدهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;جوان كه ديگر تحمل گشنگي را نداشت قبول كرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;روزها در كنار پير زن به او محبت كرد تا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در سال سوم&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;روزي&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پير زن در هنگام مرگ او را صدا
كرد و گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تو به من محبتت را عرضه كردي و در اين هنگام كه من به سوي
فرشته ي مرگ مي شتابم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آنچه از مال دنيا دارم ازان تو.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك پير زن را به خاك سپرد و با كمي خوراكي كه تنها دارايي
پير زن بود پا به مسيري كه نيمه پيموده بود گذاشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در چهارمين سال ديگر پسرك &lt;strong&gt;اميدي&lt;/strong&gt; نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از خدايش گله كرد و گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تو چه گونه خدايي هستي؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آيا سهم من از اين دنياي بزرگ كمتر از يه شونه براي گريه
كردن بود؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آيا سهم من از اين همه خواستن چيزي جز حسرت بود؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آيا تو بر من حتي آشيانه اي امن از محبت نيز دريغ مي كني؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;نه من ديگر خدايي ندارم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لعنت به اين زندگي كه حتي سهم من از گلهاي شقايق كه هر روز
خورشيد عاشقانه سرود زندگي رو تو گوششون زمزمه مي كنه كمتره.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك &lt;strong&gt;ايمانش&lt;/strong&gt; را هم از دست داد...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك دو سال ديگر ادامه داد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;به شهري رسيد كه مي گفتند راه &lt;em&gt;&lt;strong&gt;خانه ي دوست&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; از آنجا مي گذره!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك داخل شهر شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;شهري بود زيبا و سر سبز.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بر سر هر شاخه طوطيان با پرهاي رنگارنگ نغمه هاي حزين مي
خواندند و&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;كدام قصه خوش تر از داستان پسركي كه به دنبال خانه ي دوست ،
زمين را زير پا گذاشته بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;گو اين كه شايد هر رهگذر قصه ي عشق خود را از زبان طوطيان
تصور مي كرد!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك در سال هفتم بالاخره ياد آرزوهايش افتاد و با خود گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هر چند اين جا مانند بهشت است اما&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بهشت من آنجاست كه دوست باشد!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك آهنگ رفتن كرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در دروازه ي شهر به ناگاه جلويش را گرفتند!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك سبب را جويا شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;سرباز خنده اي كرد و گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آنچه تو در اين جا از آن لذت بردي بهايي جز جوانيت ندارد!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اگر قصد ماندن داري ما را با تو كاري نيست اما&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اگر آهنگ سفر در سر مي پروراني جوانيت را بگذار و به سلامت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك حالا متوجه شد كه آن همه رنگ و زيبايي از چه جهت به
كار آمده بود!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك با خود گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تا عشق را در كوله ام دارم چه نياز به جواني؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;باكي نيست ، جوانيم نيز مهر يار و خاك پايش!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك &lt;strong&gt;جوانيش&lt;/strong&gt; را هم داد و پير و فرتود ، &lt;span&gt; &lt;/span&gt;تنها با كوله باري از عشق ادامه داد...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ديري نپاييد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك خانه ي دوست را ديد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;به خانه نزديك شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;باورش نمي شد!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;حورياني دلربا در دامان شاهزادگاني زيبا و ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك در زد اما&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با ديدن او همه خنديدند و او را مجنون پنداشتند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;كه با اين صورت پير
و دستان فقير طلب دوست مي كند!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك خودش ندانست اما &lt;strong&gt;غرورش&lt;/strong&gt; نيز آرام آرام از كوله اش به
بيرون خزيد و ناگهان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پسرك يافت!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;عشقش&lt;/strong&gt; را نيز به كناري انداخت و به سمت خانه اش دويد...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هفت سال ديگر در راه بود و رسيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اين بار با كوله باري تهي!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بدون هيچ مركب و زر و اما&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;عشق&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را در سينه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;محبت را در دستان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ايمان را در سر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و غرور را در زير پايش داشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هنگامي كه به شهرش رسيد يافتش!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;دوست را در سكوت كوچه ها&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در ميان محبت هاي مادر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لا به لاي نصيحتهاي پدر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در عبور هر رهگذر و&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در ميان جاي جاي هستي به تماشا نشست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;گلهاي شقايق را ديد كه در شهر خودش چه عاشقانه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و چه بي منت زيباييشان را به هر دوست عرضه مي كنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در كنار دروازه ي شهر به گوشه اي نشست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ناگاه جواني را ديد كه با مركبي تيز رو از شهر بيرون آمد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;جوان به پسرك رسيد و گفت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;اي درويش&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;خانه ي دوست كجاست؟؟؟&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aycu14.webshots.com/image/33653/2004809237356507706_fs.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 21:21:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گشتی در بلاگفا + توضحیات</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>
خوب امروز همین جوری از سره بیکاری به صفحه ی اول بلاگفا اومدم و وبلاگهایی که تازه بروز رسانی شده بودن رو واز کردم و خوندم طبقه معموله این روزها از هر 10 تا وبلاگی که واز کردم 7 تاش سیاسی بود و پره مطلب در مورد  گروهی از مردوم که به خودشون میگن  سبز !!! البته من شخصا ترجیه میدم این گروه به خودشون بگن گروهه طرفداران کروبی یا یه همچین چیزی چونکه آقای سبز ( مستر موسوی !) چند وقتیه ازش خبری نیست و معلومه که یه کم هم چین بفهمی نفهمی ترسیده از حق نگذریم بایدم بترسه ! به هر حال نظره شخصی خوده من اینه که این ممکلت رو با تمامی مشکلاتش باید ول کرد و رفت به عبارتی باید سفید موند و منتظر ! منتظره روزی که بلاخاره بتونی ممکلت و وطن خودت رو برای همیشه بریزی تو جوب و جیم فنگ شی به سمت غرب !! البته این یه کم بی غیرتی آدم رو نسبت به کشورش میرسونه که البته به نظرم چندان مهم هم نیست ....&lt;p&gt;از این سبز ها که بگزریم باید اعتراف کنم که وبلاگهایی که آدم رو غمگین و همچنین افسرده میکنه تو بلاگفا به وفور پیدا میشه ( مخصوصا این دخترا !! ) دست نوشته های تنهایی من - منه افسرده - من و دلی تنها - من و عشق گمشده ! - پوچ - هیچ - رهگذر خسته ! - مرگه عاشق - دختری چروک و .... تیتر هایی هستند که من تو همین 20 دقیقه تو وبلاگهای مختلف بهشون بر خوردم !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به هر حال چند وبلاگی بودن که تو این وبلاگ ها نظرم رو جمع کردن و بد نیست که شما هم نگاهکی بهشون بیندازید &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://rahgozare-khaste.blogfa.com/&quot;&gt;رهگذره خسته &lt;/a&gt;( این وبلاگ قالبش همچین بفهمی نفهمی مشکل داره و پیشنهاد میکنم از No Style در Firefox برای خودندن مطالبش استفاده کنید یا میتونید Rss رو هم نگاهی بیاندازید ..&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://moein67m.blogfa.com/&quot;&gt;وبلاگ نت خاموش &lt;/a&gt;که مطلبی بسیار زیبا در مورد بسیجی های عزیز درج کرده ..&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://news365.blogfa.com&quot;&gt;وبلاگ اخبار&lt;/a&gt; هم وبلاگه جالبیست که خبر های خوبی رو توی وبلاگ گذاشته البته یک سری اراجیف در مورد صهیونیستی بودن جومونگ توش هست که مرغ پخته هم با خوندنش کلی مخنده و من نمیدونم این اراجیف از مغزه بیماره کودوم ابلهی در اومده داستانی تاریخی در مورد چین و کره رو به گوگل و محصولاتش ربط بدی یا اینکه  سرباز های هان رو بخاطر یه پر به مسلمونا شبیاهت  توهین به شعور خوانندست و روزنامه ها یا خبر گذاری هایی که این چیزها رو مینویسن باید از خودشون خجالت بکشن !&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://microsam.blogfa.com/&quot;&gt;وبلاگ سرگرمی آموزش دانلود  &lt;/a&gt;هم وبلاگه جالبی بود که به شخصه خیلی ازش مطلب یاد گرفتم &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://only4dl.mihanblog.com/&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://only4dl.mihanblog.com/&quot;&gt;و در آخرم دوست دارم شما رو وبلاگ دوستم ( احسان ) آشنا کنم که البته وبلاگ این بنده خدا مربوط به دانلود هست و پره فیلم و بازی ها جور واجور هست که میتونین دانلود کنید و حالش رو ببرید در ضمن این رو هم بگم که این رفیقمون هکره خوبیم هست و چند وقته پیش MihanBlog.com رو هم هک کرده بود ...&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://only4dl.mihanblog.com/&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 22:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بسیجی !!</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://meemarbaba.files.wordpress.com/2009/01/9bkj93vgk4olzdl2c4cd.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;با امید به اینکه مقام معظم رهبری عادت بده سیگار کشیدن رو کنار گذاشته باشه به برخی از سخنان ایشان در نماز جمعه بعده انتخابات اشاره میکنم ....&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;توجه کنید که من با این پست نمیخوام بگم مقام معظم رهبری بده اصله مشکل اینجاست که  بعضی از ایم بسیجی ها ( سربازان امام زمان ) گاهی اوقات جو گیر میشن و همین جوری الکی آدم میکشن تا به بهشت نزدیک تر شن!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;سخنان رهبر در نماز جمعه :&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;    * البته که نظر ریس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;    * یکی از این کاندید ها هشت سال نخست وزیر خود بنده بود است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;    * احمق ها فکر کرده اند که اینجا هم مثل گرجستان است.&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;    * ما جنایات آمریکا در زمان ریاست جمهوری شوهر همین خانمی که الان وزیر امور خارجه است در قبال فرقه ی داوودیه هرگز فراموش نمی کنیم. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: right; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;    * جمهوری اسلامی ایران پرچم دار حقوق انسان هاست.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.img98.com/images/t8lctcrk6531y378m9o9.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 23:56:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنده یاد فریدون فرخزاد</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;می‌خندیدی اما تو چشات پر غم بود همیشه واست یه قدم تا خوشبختی کم بود.&lt;br /&gt;
درد یه ملت مث یه غده تو سینه و درک اینکه همیشه یکی توی کمینه!&lt;br /&gt;
و &lt;a title=&quot;تاریخ&quot;&gt;تاریخ&lt;/a&gt; مث یه صفحه روبروت میاد می‌خوای داد بزنی اما صدات دیگه در نمیاد&lt;br /&gt;
فری ولی خوب شد که امروز دیگه نیستی، نیستی و بدبختی و فلاکت و ببینی&lt;br /&gt;
فری همه خودمونو فروختیم، کسی نیست اینجا همه جانی و جاسوسن یا کاسه لیس ....&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://por-ner.persiangig.com/ae20b3ee1bd988c888d81a90795b818c_efc.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 17:52:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت دو بازی بین الملی</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>نمیدونم چقدر با بازی های آنلاین سر و کار دارین ولی به طور کلی هر کسی که یه کم سرش تو اینترنت باشه و چیزی از بازی های Browser Based سرش بشه با یکی از سه بازیه بزرگه The West - Travian - Tribalwars آشناست ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اول دوست دارم که یک توضیح کوتاه در مورد بازی های Browser Base بهتون بدم این بازی ها در حقیقت بازی هایی هستند که هیچ گونه انمیشنه 3 بعدی یا عملیات های پیچیده ی بازی هایی مثله Call Of Duty رو ندارن &lt;/p&gt;&lt;p&gt;این بازی ها اکثرا بازی هایی هستند که توسط برنامه نویسی PHP نوشته شده اند و هرکسی حتی کسانی که Dial Up ( دیال آپ ) استفاده میکنن میتونن به راحتی از این بازی ها لذت ببرن .... حال و هوای این بازی ها اکثرا در رقابت با سایر کاربران سایت هستش و همین موضوع جذابیت خاصی هم به بازی میده که گاهی حتی معتاد کننده هم میشه ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2 تا از بزرگ ترین بازی های Browser Based که ( بالا توضیح دادم یعنی چی ) Tribalwars.net و Travian.com هستند این بازی از نظر موضوعی شباهت بسیاز زیادی بهم دارن &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ابتدای هر دو بازی شما ریاست یک دهکده کوچیک رو بدست می گیرید  به مروره زمان دهکده ی شما بزرگ میشه و شما میتونید به دهکده های دیگه هم حمله کنید ( که ماله کاربرای دیگه هستند !!! ) و با حذف کاربرای ضعیف از بازی برای خودتون یک امپراطوری بزرگ در اینترنت درست کنید ... شما در هر دوی 2 بازی میتونید برای خودتون متحد پیدا کنید و یا عضوه یک سلسله امپراطوری ( قبیله ) بشید ...&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;یک دهکده در تراوین :                                                          &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://travian.com/img/en/tut/dorf_gross.jpg&quot; /&gt;                        &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یک دهکده در تریبال وارز:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;         &lt;img src=&quot;http://por-ner.persiangig.com/screenshot-2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;خوب تا اینجای داستانه بازی ها مثله هم بود - اما در تریبال وارز شما تقریبا هیچ وقت پایانه بازی رو لمس نخواهید کرد !! نه اینکه بی هدف باشید توازن قدرت در تریبال وار جوریه که حتی یک عضو خیلی معمولی میتونه در برابر قوی ترین عضو سایت ایستادگی کنه و حتی ضربه هایی هم به حریفه قدرت مندش وارد کنه تریبال وارز مثله یک امپراطوری واقعی همیشه کنار شما خواهد بود... البته همیشه خطر در کمین امپراطوری شماست و شما باید همیشه اماده باشید تا با نیرو های دشمن مقابله کنید و از قلمرو خود محافظت کنید در غیر این صورت امپراطوری شما کم کم از هم متلاشی میشه .... اما تراوین اینجور نیست هر دوره ی تراوین حدودا 12 ماه طول میکشه و بعد 12 ماه تمامه امپراطوری ها از 0 میشن و به برنده ها هم یک مدال طلا داده میشه ( هیچ ارزشی مادی یا معنوی جز اینکه میاد کناره اسمتون نداره! ) در ماهه اخر بازی تراوین شما باید با یک سری قبایل که خوده کامپیوتر اونها رو اداره میکننه (تو بازی گفته میشه اینها نیرو های شیطانی هستند) هم مبارزه کنی و از خودت دفاع کنی در تراوین هم مثله تریبال وارز باید همیشه مراقب باشید که توسط امپراطوری های همسایه مورد حجوم واقع نشید و همیشه آماده ی دفاع از خودتون باشید...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;اما ممکنه برای کسانی که میخوان این سبک بازی رو تازه شروع کنن سوال پیش بیاد که واقعا کودوم یکی از این 2 سایت برای بازی کردن بهترن ؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;عمده ترین چیزی که در مقاسه سایت های تراوین و تریبال وارز به چشم میاد میزان زیبایی سایت هست که به نظر من و خیلی های دیگر در این نظر TribalWars به شدت موفق تر از Travian عمل کرده نقشه ها و دهکده های تراوین عموما کارتونی و نچسب هستند در حالی که اینیمش های Tribalwars واقعی تر و جدی ترن و به آدم حسی واقعی تر القا میکنن !&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;تو داستان بازی ها هم تفاوت های زیادی وجود داره در Tribalwars شما شاهد بازی ای جدی هستید که شما رو حول و هوش قرون وسطا می بره اما در Travian شما یکی از 3 نژاده بسیار قدیمی Ghoul ها و Barbar ها و Romi ها رو انتخاب میکنید که هر کودوم سبک و سیاق خاص خودشون رو برای جنگ و دفاع از قلعه خودشون دارن همون طور که گفته شد تراوین تقریبا سبکی کارتونی و بیشتر تخیلی داره شما مجبورید گاهی با لشکری از سوسک ها یا سوسمار هایی که به شما حمله میکنن مبارزه کنید و گاهی هم شیاطین از آسمان ها بر سرتون میریزن بر عکسه تریبال وار که کاملا جدی به قضیه نگاه میکنه !&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;در مورد درجه سختی بازی ها هر دوی بازی ها به شما در اول بازی 3 روز محافظت ویژه عطا میکنن که یعنی کسی نمیتونه به شما حمله کنه اما بعد این 3 روز ممکنه مورد حملات پراکنده قرار بگیرید و سنگ و چوب شما به اسطلاح غارت بشه در اینجا نیز Tribalwars بهتر و با تدبیر تر از Travian عمل کرده در Tribalwars شما میتونید محلی رو برای مخفی کردن مقدار کمی از سنگ و چوبتون قرار بدین که در صورت حمله بتونید برای بازسازی و پیشرفت از این محمات استفاده کنید ! البته همیشه هم در تریبال وار و حتی تراوین بلافاصله بعد از پایان دوران محافظت به شما حمله نمیشه و در اکثر مواقع بدونه هیچ مشکلی رشد میکنید ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;حالا میرسیم به این که چرا من میگم تریبال وارز بهتر از تراوین هستش :&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;در تریبال وارز 3 تا فاکتور ویژه وجود دارد که به امپراطوری های کوچکتر برای ایستادگی در برابر امپراطوری های بزرگتر کمک میکنه &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;1- Moral System ( جوان مردی) اگر مورد حجوم امپراطوری هایی که از شما بزرگتر هستند قرار بگیرید نسبته تقریبا زیادی از سرباز های امپراطوری بزرگتر بر علیه شما نخواهند جنگید ( این نسبت به میزان اختلاف امتیازات شما بستگی داره ) &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;بر فرض مثال اگر شما فقط صاحب امپراطوری ای با 2000 امتیاز باشید و از طرف امپراطوری ای بزرگتر با 10000 امتیاز مورد حمله قرار بگیرید تنها 65% از لشکر فرستاده شده توسط دشمن با سربازان شما خواهند جنگید و باقی بدونه هیچ گونه تاثیری از گردونه حذف میشن .... البته این سیستم یک ضد حال برای امپراطوری های بزرگ هست اما به امپراطوری های کوچکتر این فرصت رو میده که رشت کنن و به امپراطوری های بزرگتر به نوعی می فهمونه که باید با امپراطوری هایی که در تراز خودشون قرار دارن درگیر بشن و ضعیف کشی نکنن .. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;این سیستم در Travian وجود ندارد....&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;2- Church این سیستم باعث میشه که اگر امپراطوری شما از طرف امپراطوری دیگری ( هر امپراطوری ای باشه بزرگ یا کوچیک ) که دور از شما قرار داره مورد حمله قرار بگیره سرباز هایی که به پشت دیوار های قصر شما میرسن به خسته و از نظر روحی در سطح پایینتری از سربازهای سرحال داخل قصر شما قرار بگیرد و حدود 10% از قوای جنگندگی خودشون رو از دست بدن ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;این سیستم هم در Travian وجود ندارد ... &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;سیستم اخری که چندان تاثیری در روند بازی نخواهد گذاشت سیستم Luck خواهد بود که هر وقت کسی حمله کنه به شما اگر درصدی شانس باهاش یار باشه میتونه خسارت بیشتری به سرباز های شما وارد کنه و اگر هم شانس کمی باهاش یار باشه خصارت هایی که به سربازهای شما وارد میکنه کمتره شانس از -25 تا +25 متغیر هستش ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;این سیستم نیز در Travian وجود ندارد ....&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;در تریبال وارز 2 سیستم اصلی امپراطوری های بزرگ رو به حفظ قدرتشون کمک میکنه ..&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;1- شما میتونید از افراد قبیله خودتون کمک دریافت کنید یا خودتون از یکی دیگر از دهکده های خودتون برای خودتون کمک بفرستید ( تا اینجاشو تراوین داره ) اما در TribalWars شما یک شوالیه مخصوص دارید قدرتی معادل 5 برابر قویترین سرباز حجومی و دفاغی شما هستش شما می تونید توسط این شوالیه مخصوص نیرو های خودتون رو در کمترین زمان ممکن به قلعه ی خودتون برسونید ( مثلا در حالت عادی ممکنه 3 ساعت طول بکشه اما با شواله مخصوص فقط 30 دقیقه طول بکشه ) + تدکر : شوالیه فقط یکی دارید و اون هم فقط توی یک دهکده میتونه باشه ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;2- شما اگر مطمعن شدید که دهکدتون از دست میره میتونید ساختمون های دهکده ی خودتون رو خراب کنید ( البته این کار زمان بر است .. )&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;این امکان در تراوین وجود نداره !&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;همچنین تریبال وار در آمار گیری و رتبه بندی بسیار دقیق تر از Travian عمل میکنه و شما حتی میتونید آماره خودتون رو بین 1000 امپراطوری ای که در اطراف شما هستند ببینید و بدونید که در چه سطحی هستید ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;TribalWars یک سیستم پشتیبانی بسیار فوق العاده داره و نرم افزار هایی رو در اختیار شما قرار میده که در تراوین نیست سایت twstats.com امکاناتی چون محاصبه ی تعداد دشمن اطرافتون محاصبه راه و زمان رسیدن به دهکده ی دشمن محاصبه میزان جنگی که بین 2 عضو یا 2 قبیله در اختیارتون میزاره همچنین محاصباتی مثله  چگونگی سیر تکاملی پادشاهی شما رو هم توی چند نمودار بهتون نشون میده ... (هیچ کودوم از اینها در تراوین نیستند ..)&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;و آخرین شاید مهم ترین موضوع مربوط به میزان امنیت بازی میباشد در Tribalwars.net میزان تقلب خیلی خیلی کمه و تقریبا صفره اگرم کسی تقلب کنه فورا باهاش برخورد میشه اما در Travian از هر 5 نفر بازیکننده 3 نفر مشغول تقلب هستند و هیچ کسی هم برخورده جدی باهاشون نمیکنه Scrip ها و هک هایی که برای Travian وجود دارن 5 برابر اسکریپ هایی هستن که برای Tribalwars.net وجود دارن ....&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;با وجود اینکه تراوین سرمایه گذاری بسیار گسترده روی تبلیغات کرده و شما هر جایی از یاهو مسنجر تا بالای سایتهای دره پیتی میتونی تبلیغ Travian رو ببینی هنوز حدودا 100 هزار عضو کمتر از TribalWars داره و من فکر میکنم این به خاطر شایستگی های TribalWar هستش که بدونه هیچ تبلیغاته Spam واری کاره خودش رو ادامه داده و با ارایه کیفیت برتر از رقیبه ولخرجش جلو افتاده ...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;در کمال تعجب در بین ایرانی ها بازی Travian از محبوبیت بیشتری برخورداره که من فکر میکنم دلیلش هم وجود Travian.ir نماینده ی شرکت ترواین و نسخه ی فارسی بازی در ایران باشه ( Tribalwars.net یک بازی کاملا انگلیسی هستش و نماینده هم به جایی نمیفرسته بر خلافه Travian ) &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 01:28:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تغیر جزیی در سیاست های وبلاگ !</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>
زمانی که من وبلاگ رو تاسیس کردم فقط 16 سالم بود و اواخر اول دبیرستان بودم این وبلاگ رو برای علایق شخصی خودم به نوشتن مطلب درجایی امن باز کردم  و تا حالاشم این وبلاگ از هیچ وبلاگی لینک نگرفته و سعی در تبلیغات یا برقراری ارتباط با بقیه وبلاگ ها هم نکرده ! عمومه  پستا شامل مطلب های آموزشی خاصی نمیشن و کم میشه توشون پست هایی پیدا کردن که چیزی از IT برای یادگیری در اونها باشه اما از این به بعد شرایط عوض شده الان من کلاس سوم کامپیوتر هستم و دوست دارم که اطلاعات کامپیوتری خودم رو هم به این وبلاگ اضافه کنم تا به لطف بلاگفا بتونم همیشه مرجع خوبی از مطالبی که نتیجه ی تحقیقام بوده داشته باشم ...&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در کناره مرجعه بودن وبلاگ ( برای خودم ) بد نیست حالا که میخوایم وارد کاره تخصصی تری بشم  وبلاگ خودم رو  بی دلیل تحریم نکنم!! دلیلی نداره  مطالبی رو که با زحمت زیاد می نویسم و به این وبلاگ اضافه میکنم رو فقط برای خودم نگه دارم و به طور مستقیم یا غیره مستقیم اجازه ندم که کاربرای دیگه اینترنت هم از اطلاعات من استفاده کنن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس از این بعد :&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1- لینک کردن و لینک شدن پذیرفته میشود !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2- موضوعات مختلف به قسمت موضوعات وبلاگ اضافه شد .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3- میتونید مشکلات کامپیوتر خودتون و یا سوالاتتون رو همین جا از هم بپرسین جواب میدم ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نکته :&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1- اینترنت پر شده از وبلاگهایی که از روی هم مطالب رو کپی میکنن و فکر میکنن که خیلی با وحتوا هم هستند ... از کپی کردن از روی سایتها به شدت بدم میاد سعی میکنم هر مطلبی رو که میزارم روی وبلاگ نوشته ی خودم باشه البته این موضوع ممکنه کمی کندی در زمان گذاشتن مطاب ایجاد کنه..&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2- در تمام جهات کامپیوتر (از ویندوز XP تا ویژال بیسک و C++ و PHP/MYSQL اطلاعات کافی دارم) - اگرم کمبودی تو اطلاعاتم پیش بیاد فورا برطرفش میکنم میتونید در هر زمینه ای سوال بپرسید ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3- قرار نیست که وبلاگ بشه یک وبلاگ کاملا تخصصی و به قولی جهان شمول!  مطالب عادی وبلاگ هم ادامه پیدا میکنه تبلیغات تو وبلاگ هم محدود میشه به لینک و حد اکثر 2 یا 3 بنر  باور دارم برای ارایه مطالب کاملا تخصصی + پول در آوردن و جذب میلیونی بازدیدکننده نیاز به داشتن یک سایت با سرور اختصاصی هست و این جور کارها از وبلاگ بر نمیاد (و وبلاگهایی هم که این کارو میکنن دارن خودشون رو خسته میکنن !)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;4- احتمال داره وبلاگ رو به یک دامنه ی اختصاصی متصل کنم تا هم برای کاربرا بهتر باشه هم برای موتور های جستجو&lt;/p&gt;&lt;p&gt;5- مطالب وبلاگ عموما به صورت فیلم های آموزشی و یا مقالات PDF ارایه میشه که کپی برداری ازشون کاملا آزاده ...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;6- سرور آپلود ها PersianGig - Rapidshare - 2shared می باشد .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;7- تمام این آموزش ها و پروژه ها از اول مهر شروع میشه ( حدوده 20 روزه دیگه )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;- ممکنه بعدا به وبلاگ قسمتی هم برای آموزش IELTS و مقالات مرتبت با اون اضافه کنم ..&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;- آموزش هک و امنیت در وبلاگ خواهد بود اما در مورد هک ایدی و وبلاگ حرف نمیزنیم سوال نکنید .. من هم هکر نیستم ...&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;8- شما هم میتونید مطالب خودتون رو از طریق یوزر و پسوورد زیر در وبلاگ ما پست کنید :&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;User:writer&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;Password:m3dive&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 00:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخت ترین سوالات جهان !</title>
<link>http://nothp.blogfa.com/post-163.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟ &lt;br /&gt;کدامشان دوقلو می باشند؟ &lt;br /&gt;چند نفرشان خوشحال هستند؟ &lt;br /&gt;چند نفرشان ناراحت می باشند؟&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://i40.tinypic.com/24q97jk.jpg&quot; style=&quot;width: 436px; height: 232px;&quot; /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 28 Aug 2009 19:47:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nothp&amp;postid=163</comments>
<dc:creator>nothp</dc:creator>
<guid>http://nothp.blogfa.com/post-163.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
